تبلیغات
Left In Torment - طلوع من
 
درباره وبلاگ


من،کوچک ذره ای از زمان و مکان این جهانم،به دنبال آنکه چرا به اینجا احضارم کرده اند،چند روزی در این وادی سر کرده ام،دوست دارم بعد از این هایم را به دست خود بسازم...درد و دل هایم و دوست داشتنی هایم را اینجا با شما در میان خواهم گذاشت...


مدیر وبلاگ : رهّاب
نویسندگان
صفحات جانبی
نظرسنجی
به عقیده شما،کدام یک در بیان احساسات گویاتر است؟






آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Left In Torment
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 9 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : رهّاب
وقتی که دلتنگ میشم و همراه تنهایی میرم
داغ دلم تازه میشه زمزمه های خوندنم
وسوسه های موندنم با تو هم اندازه میشه
قد هزار تا پنجره تنهایی آواز میخونم
دارم با کی حرف میزنم نمیدونم نمیدونم
اینروزا دنیا واسه من از خونه مون کوچیکتره
کاش میتونستم بخونم قد هزار تا پنجره
طلوع من طلوع من وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه
حالا که دلتنگی داره رفیق تنهاییم میشه
کوچه ها نا رفیق شدن
حالا که میخوام شب و روز به همدیگه دروغ بگن
ساعتها هم دقیق شدن
طلوع من طلوع من وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه



خدا می دونه چقدر با این آهنگ و شعر خاطره دارم...




نوع مطلب : اشعار، دل نوشته ها، 
برچسب ها : سیاوش قمیشی، طلوع من،